خلاصه داستان: سریال وحشی بر اساس وقایع واقعی ساخته شده است، این سریال پرهیجان داستان یک فراری مشهور ایرانی را روایت میکند که در یک تعقیب و گریز طولانی در خیابانهای تهران، مقامات را فریب داد.
خلاصه داستان: رانا صالبی یک زن میانسال و معاون بانکی است. در روز تولد هودا ، تنها کودک رانا که اکنون هفده سال دارد ، یک اتفاق غیر منتظره رخ می دهد که رانا را درگیر می کند و او را در یک مسیر تصمیم گیری قرار می دهد.
خلاصه داستان: مردم دار برنامه ای تلوزیونی است که به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله رئیسی و شهدای خدمت، تلاش می کند روایت های کمتر شنیده شده را برای مخاطبان بیان کند.
خلاصه داستان: داستان یک خانواده روستایی که قرار است از ویلا مراقبت کنند. صاحب ویلا قرار است در خارج از ایران زندگی کند و وی ویلا را به یونس و همسرش واگذار می کند. اما برادر یونوس یک سری از رویدادها را تنظیم می کند.
خلاصه داستان: مستند فریم های فلسطینی، روایت ورود عکاسی به فلسطین و موج حرکت عکاسان غربی به این منطقه به منظور عکاسی از سرزمین مقدس با هدف بازنمایی روایات عهدین است که در طول زمان و طبق سیاستهای ضد فلسطینی تبدیل به روایتی دیگر میشود.
خلاصه داستان: کمیک موشن زیتون سرخ روایتی تاریخی اما ساده و روان است که به پرسش هایی اساسی درباره تاریخ فلسطین پاسخ می دهد. پرسش هایی از قبیل: آیا فلسطین یک سرزمین خالی بود؟ آیا صهیونسیت همان یهودیت است؟ آیا فلسطینیها داوطلبانه وطنشان را ترک کردند؟ آیا یهودیها ملتی بودند بدون سرزمین؟ علت جنگ اسرائیل با اعراب چه بود؟ ماجرای روز نکبت چیست؟ و افسانهها درباره مردم غزه صحت دارد؟
خلاصه داستان: داستان فیلم عطرآلود درباره جوانی به اسم علی است که استعداد خوبی در عطرسازی دارد و در آستانه پدر شدن است. علی با چالشهای جدیدی مواجه شده و در همین فرصت کوتاه باید تمام کارهای باقیماندهاش را به سرانجام برساند....
خلاصه داستان: مانی و سینا 19 ساله مدتهاست که با هم دوست هستند. سینا عزت نفس کم دارد و از نظر ذهنی به مانی وابسته است. در یک تصادف رانندگی ، مانی کشته می شود و سینا به شدت مجروح می شود. در ابتدا ، همه فکر می کنند که مانی در پشت فرمان بود زیرا سینا مجوز ندارد. این حادثه زمینه را برای پدران این دو جوان فراهم می کند تا قدم به سمت آن بردارند ...
خلاصه داستان: سریال ویلای من داستان پیرمرد نود ساله ای بنام آقای مشکات است که فردی پولدار است که فرزند و وارثی ندارد. آقای مشکات که هیچ وقت ازدواج نکرده اکنون در بستر مرگ افتاده و وکیل او (با بازی نگین معتضدی) در جستجوی وارث واقعی او است. ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار میکنند، به طور اتفاقی متوجه این ماجرامیشوند و تصمیم میگیرند که خود را به عنوان برادر زاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است. اما آنها تنها نیستند و مدعیان زیادی وجود دارند...